Site in englishزبان فارسی

صفحه نخستمقاله هاگفت و گوهاسخنرانی هادرس هاکتاب هایاد داشت هابیانیه هانقد و نظرزندگی نامهعکس هاتماس

---

 

این حق مردم است که از حاکمان بخواهند بر مبنای «هزینه_فایده» عمل کنند

گفتگوی مکتوب «وب‌سایت مهستان» با سید علی محمودی، مردادماه 1405
 


آمریکا یا هرکشور دیگر، حق ندارد در خلیج فارس و دریای عمان دخالت و دست‌اندازی کند. همۀ کشورهای عضو ملل متحد، پذیرفته اند که حقوق بین‌الملل را رعایت کنند. سازمان ملل متحد برای هیچ کشوری در این مورد استثنا قائل نیست.
 

درآمد
در ابتدا باید بگویم که در این گفت‌وگوی مکتوب، نه دولتمردم، نه سیاست‌مدار و نه دیپلمات؛ بلکه به‌عنوان یک ناظر نسبت به رخدادهای ایران و شرایط بغرنج جنگی آن، از زاویۀ علم سیاست، روابط بین‌الملل و فلسفۀ سیاسی به تحولات داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی می‌نگرم. چنانکه ایمانوئل کانت به ما آموخته است، بایستی پنجره‌های دانشگاه همواره در برابر کاخ سیاست گشوده باشد تا حاکمان سخنان اهل دانش و فلسفه را بشنوند، در مطاوی آن تأمل، گفت‌وگو و رایزنی کنند و آنگاه دربارۀ امور کشور تصمیم‌گیری کنند. به‌نظرم این یکی از روش‌های گفت‌وشنود و ارتباط خردمندانه است که ممکن است کارساز باشد؛ البته اگر مقبول افتد.


مبانی سیاست‌مداری صلح‌آمیز و کارآمد که موجب ثبات، انسجام و وفاق ملی شود، نیازمند چه راهبرد، تدبیرها و گام‌هایی است؟
صلح برای هرکشور یک حق بنیادین است که در سایه‌سار آن، آزادی، عدالت، رعایت حقوق بشر، رفاه، و توسعۀ پایدار را امکان‌پذیر می‌سازد. صلح یک مرحلۀ گذرا نیست، بلکه در ذات خود با منطق مُوَّجَه و تداوم همراه است. البته نگاهبانی از فرایند صلح با دولتمردان، سیاست‌مداران و دیپلمات‌های هرکشور است. جنگ یک استثا است، نه قاعده. جنگ دفاعی آنگاه اجتناب‌ناپذیر می‌باشد که تمام ابتکارها و تلاش‌ها، از جمله مصالحه، هیئت‌های حسن‌نیت و میانجیگری‌ در سیاست‌ورزی با بن‌بست روبه‌رو ‌شود و هیچ زمینه و امکانی برای توافق بین دو طرف منازعه وجود نداشته باشد. باید بدانیم و بپذیریم که این سازوکارها اموری شخصی، گروهی و من‌درآوردی در کشورها نیست، بلکه علم ‌سیاست، روابط‌بین‌الملل، حقوق بین‌الملل و نظام ملل متحد آنرا تعریف و تعیین کرده است و کشورها باید به آن التزام داشته باشند.
اکنون روش سیاست‌ورزی خردمندانه برای ایران امروز که در شرایط جنگی گسترده به‌سر می‌برد، نیارمند اتخاذ اقدامات زیر است:
1. باید رعایت اصل توازن قوا بین جمهوری اسلامی و آمریکا به‌طور دقیق و سنجیده جدی گرفته شود. این موضوع را در مقالۀ «توازن قوا، بن‌مایۀ امنیت، صلح و توسعۀ کشورها» به تفصیل مورد بحث قرارداده‌ام: (@drmahmoudi7).
2. متمرکز کردن تمام کوشش‌های ممكن در پایان دادن به جنگ؛ زيرا ادامۀ این جنگ متاسفانه با افزایش روند فرسایندۀ ایران همراه شده و اکنون زیرساخت‌ها مورد حملات شدید قرارگرفته است. بازگشت فوری به میانجی‌گری کشورهای همسایه بین جمهوری اسلامی و آمریکا یک ضرورت عاجل و اجتناب ناپذیر است. حفظ ایران و بیش از 90 میلیون مردم آن در این کشاکش، اصلی بنیادین و خدشه‌ناپذیر است و در بالاترین سطح برای مام میهن قرار دارد.
3. اقدامات هر کشور در دو عرصۀ داخلی و خارجی بر مبنای قاعدۀ «هزینه- فایده» قرار دارد. خرد و تدبیر اقتضا می‌کند که جمهوری اسلامی این اصل اساسی را در هر مورد، بدون تردید و مسامحه رعایت کند. مردم ایران به‌عنوان صاحبان اصلی این سرزمین، حق دارند از حاکمان کشور انتظار داشته باشند که در امر سیاست، هزینه و فایده را در ترازو بگذارند و وفق آن عمل کنند. نظارت مردم در این مورد بسیار مهم و تعیین‌کننده است، زیرا افزون برحق نظارت شهروندی، این قاعده برپایۀ عقلانیت و به سود ایران و ایرانیان است.
4. تمام انسان‌ها محترم و از حقوق انسانی برخوردار اند، اما دولتمردان و سیاست‌مداران دانشمند و با تجربه به‌خوبی می‌دانند که امور کشوری را باید به آگاهی مردم رساند، لیکن خلاف سیاست و تدبیر است که مردم کوچه و بازار را درگیر عرصۀ دشوار، لغزنده و پرمخافت سیاست و دیپلماسی کرد. آنچه لازم است به‌ویژه در شرایط جنگی از آن احتراز کرد، سپردن جمعیت‌ها در خیابان‌ها به مداحان و متشاعرانِ شناخته شده است که کاری جز آوازه‌گری، تزریق هیجان، تخفیف شخصیت‌ها و تحریک احساسات مردم ندارند؛ جماعتی که زشت‌ترین دشنام‌ها و بدترین تهمت‌ها را نثار بعضی چهره‌های نامور و خدوم ملی، و حتی شماری از متصدیان جمهوری اسلامی می‌کنند. کار سیاست را به کوچه و خیابان شهرها کشاندن، هرچه هست و هرنفعی از آن برای بعضی درپی دارد، حقیقتاً امور پیچیدۀ کشور را- که نیازمند تمرکز، دقت‌نظر، مشاوره و تصمیم‌گیری‌های دشوار دولتیان است-، به هاویۀ آشفتگی در کشور و از کف‌دادن سررشته‌داری امور از سوی متصدیان می‌کشاند.


وجود آمریکا در منطقه از طریق پایگاه‌ها در کشورهای پیرامون خلیج فارس، تهدید بزرگ برای امنیت ملی است. برای کاهش و یا حتی بیرون راندن آمریکا از منطقه چه روش سیاسی و دیپلماتیک را توصیه می‌کنید؟
از نقش و چگونگی دیپلماسی پرسیده اید. من بارها در نوشته‌ها و گفت‌وگوها تکرارکرده‌ ام که دیپلماسی ابلاغ پیام نیست، بلکه مهارت لازم در مذاکره و توانایی در رسیدن به توافق و یا مصالحۀ مرضی‌الطرفین است؛ با نتیجۀ برد- برد. فن دیپلماسی که ذیل علم سیاست تعریف شده است، کار هرکس نیست؛ امری بسیار پیچیده، ظریف و حساس است. اگر مذاکرۀ دو طرف به گفت‌وگو بینجامد و سپس به مشاجره و نزاع‌های لفظی منجر شود، فضای مذاکره غبارآلود می‌شود و ممکن است پیامدی جز شکست دربر نداشته باشد. از یاد نبریم که مذاکره غیر از گفتو‌گو، مجادله و پی‌آمدهای خسارت‌بار آن است.


روابط جمهوری اسلامی و کشورهای عربی منطقه بایستی برچه اساس و چارچوبی نوسازی شود که به همبستگی، وفاق، ثبات و همکاری‎های هم‌جانبۀ ثمربخش بینجامد؟
استقلال کشورهای منطقۀ خلیج فارس درگرو روابط صلح‌آمیز، همبستگی و همکاری‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و دفاعی است. ترتیب این روابط بسیار دقیق و نیازمند تأمل است؛ از همکاری‌های سیاسی آغاز می‌شود و سرانجام بدون شتاب‌زدگی به همکاری دفاعی می‌انجامد. این روابط نیارمند تفاهم همه‌جانبه و هم‌تراز است. برایند این روابط منطقی، منسجم و دوستانه، وزن، انسجام و قدرت این کشورها را فزونی می‌بخشد و ثبات و صلح را به منطقه ارزانی می‌دارد. بازتاب این همبستگی آن‌است‌که کشورهای منطقۀ خلیج فارس، اروپا، آمریکا، چین و روسیه با دیدی دیگر به‌منطقه می‌نگرند و حساب دیگری در ارتباط با آن بازمی‌کنند. در نتیجه، نه این کشورها اسرائیل را به منطقه راه می‌دهند و نه اسرائیل جرئت می‌کند قدم در خاک آن بگذارد. در چنین سپهر و فرایندی، رابطه با آمریکا نیازمند مطالعه و تعیین راهبرد جمعی است. اگر کشورهای منطقه یک‌به‌یک درکنارهم باشند و به‌یکدیگر تکیه کنند و ایران آنان را در دامان خود پذیرا شود، آیا در تأمین امنیت خود به آمریکا و پایگاه‌های آن محتاج خواهند بود؟ برداشت من این است که در چنین فضایی، آمریکا نیز با کشورهای منطقه به نحوی دیگر رفتار خواهد کرد. کدام کشوری حاضر است استقلال خود را به ثمن بخس به کشوری دیگر بفروشد؛ آمریکا باشد یا هرکشور دیگری؟ ممکن است افرادی در ایران این دیدگاه را نپسندند و شاید تحقق آن‌را ناممکن بدانند. مانعی ندارد. دست‌کم انتظار می‌رود که در مطاوی آن اندیشه کنند و تصویری عینی و ملموس از آنرا برای آیندۀ این منطقه در مَرئی و مَنظر خود قرار دهند.


اکنون آمریکا مطالبات بیشتری را مطرح می‌کند و مدعی حاکمیت خود بر تنگۀ هرمز و گرفتن حق عبور شده است. ایران برای این‌که مالکیت خود را در این تنگۀ تثبیت کند، نیازمند چه روشی است؟
معضل و کشاکش تنگۀ هرمز بین جمهوری اسلامی و آمریکا یک مسئلۀ حقوقی است که حل آن بسته به حقوق بین‌الملل است. براساس متن کنوانسیون حقوق دریاها و قانون مناطق دریایی ایران، شمال و جنوب این تنگه به با خط مُنَّصِفْ تعیین شده و نشانگر مرز آبی بین ایران و عمان است. بنابراین، لازم است حق حاکمیت ایران و عمان در آب‌های سرزمینی دو کشور رعایت شود. هردوکشور حق دارند نسبت به مالکیت خود در این آبراه حساس باشند و طبق اسناد ملل متحد از آن نگاهبانی و نگاه‌داری کنند. بدیهی است که آمریکا یا هر کشور دیگر، حق ندارد در خلیج فارس و دریای عمان دخالت و دست‌اندازی کند. همۀ کشورهای عضو ملل متحد، پذیرفته اند که حقوق بین‌الملل را رعایت کنند. سازمان ملل متحد برای هیچ کشوری در این مورد استثنا قائل نیست.
 

کانال تلگرام سید علی محمودی:

 

@Drmahmoudi7

مردادماه 1405

 

    

 

 

 

 

 

   
بالای صفحهصفحه نخست